تبليغاتX
سبز سبز

سبز سبز

مجموعه نوشته های رامین محرم زاده در خصوص بیماریهای پرخطر واطلاعاتی در باره سازمان زندانهای کشور

مدیریت زمان ( قسمت دوم )▪ کاهش وقفه‌ها و نگهداری تمرکز با اجرای چند اصل ساده تمام تماس‌های تلفنی ان

کاهش وقفه‌ها و نگهداری تمرکز با اجرای چند اصل ساده
تمام تماس‌های تلفنی انجام شده را مرور کنید و برای پاسخگویی به آنها وقت مشخصی اختصاص دهید.
افراد را تشویق کنید که مسئله کاری خود را از طریق پست صوتی یا پست الکترونیکی با شما در میان بگذارند.
پیام‌های کتبی و الکترونیکی را در یک محدوده زمانی مشخص بررسی کنید.
از افراد بخواهید که نامه‌های الکترونیکی غیر ضروری را برای شما نفرستند.
هر روز را با ملاقات کوتاه همکاران آغاز نمایید. سپس یک دوره کاری بدون وقفه داشته باشید و به افراد بگویید چه موقع در دسترس خواهید بود.
در مکالمه‌ها با سماجت به مطالب اصلی بپردازید. به عنوان مثال با گفتن این عبارات «آنچه را که باید درباره آن بحث کنیم این نکته است» یا «یک مورد دیگر قبل از این که شما بروید» که نشان می‌دهد شما می‌خواهید گفتگو را تمام کنید.
افراد پرگو را با گفتن این عبارت متوقف کنید: «من چه کاری می‌توانم برای شما انجام دهم؟»
یک شوخی کوچک را تجربه کنید: وقتی شخصی می‌گوید امکان دارد یک دقیقه وقتتان را بگیرم؟ بگویید حتماً و با خنده زمان‌سنج را برای اندازه گیری یک دقیقه تنظیم کنید.
از بهمن کاغذ فرار کنید.
برگه‌ها و اسناد
بسیاری از اوقات اوراقی که دور و بر ماست مانع تمرکز بر روی اولویت‌ها می‌شود. هیچ قاعده کلی برای این که چگونه اوراق را مدیریت کنیم، وجود ندارد. این موضوع بستگی به روش خود فرد دارد. بعضی از افراد اگر به وسیله مقدار زیادی از مواد خواندنی محاصره شوند احساس راحتی می‌کنند در حالی که افرادی هم هستند که تنها یک میز خلوت زمینه ساز افکار واضح آنها می‌شود. مهم است که از تمایل و سطح رضایت خود آگاه شوید و یک سیستم را برای سازماندهی اوراق توسعه دهید.
البته اگر وقت ارزشمندی را در جستجوی اسناد هدر می‌دهید و مجبورید بارها و بارها اوراق را تفحص کنید، اتخاذ یک روش جدید مورد نیاز است. این رویه را امتحان کنید: اگر تعیین محل سند بیش از
۳۰ ثانیه طول کشید، باید سیستم را تغییر دهید. به جای آن که اجازه دهید کارهای عقب افتاده اداری باعث ترافیک روی میزتان شود، هر قطعه کاغذ را ارزیابی کنید و مشخص نمایید که آیا باید آن را کنار بگذارید، از آن استفاده نمایید و یا فوراً آن را بایگانی کنید.
کم‌توجهی به سیستم بایگانی مدارک می‌تواند شما را گرفتار سازد. اگرچه ممکن است شما برای بایگانی و دسترسی به مدارک به کارمندان اجرایی تکیه کنید، اما بهتر است یک سیستم مخصوص به خودتان داشته باشید. در این صورت اگر یکی از همکاران در دسترس نباشد، خود را در پیدا کردن سندی که به آن نیاز فوری دارید، ناکام نمی‌بینید. ضمناً همکارانتان را هم تشویق کنید که از یک رویه سیستماتیک برای تسهیل دسترسی و اجتناب از اتلاف وقت در جستجو برای بایگانی استفاده نمایند.
چند نکته برای بایگانی مدارک
۱) اوراق را قبل از بایگانی کردن تاریخ بگذارید.
کاغذهای توده شده را بررسی نمایید، مواردی را که نیاز ندارید کنار بگذارید و مدارک اساسی‌تر را جایگزین آنها سازید.
۲) پاکت نامه‌های باز نشده را که در رابطه با کار شما نیست دور بریزید مگر این که نشانی پستی آن مشخص باشد.
۳) مدارک امور جاری را در قسمت جلوی قفسه پرونده‌ها بگذارید.
۴) پرونده‌ها را درون هر مقوله به صورت الفبایی مرتب کنید.
۵) ۱۰ سانتیمتر از فضای هر قفسه را خالی بگذارید. به قدری که به اوراق آسان تر دسترسی داشته باشید.
۶) بر روی قفسه‌ها برچسب بزنید.
۷) پرونده کارهای در دست اقدام را نزدیک میزتان بگذارید.
۸) هر گاه یک کاغذ از پرونده‌ها بر می‌دارید روی آن یک علامت بگذارید تا بدانید که برگه بعداً باید بایگانی شود و یا از بین برود.
۹) یک فهرست از پرونده‌ها تهیه نمایید.
محیط کار مناسب
ممکن است ناگهان دریابید که توانایی‌هایتان در انجام وظایف کاهش یافته است و بعد از چند ساعتی که از زمان شروع کار می‌گذرد سردرد می‌گیرید. به محیط کار خود دقت نمایید. شاید وسایلی که با آن سر و کار دارید در وضعیت مناسبی نیست. به عنوان مثال نمایشگر رایانه هم سطح چشمتان نیست و...
برای ترویج خلاقیت و بهره‌وری یک محیط راحت و سالم ضروری است. محل کارتان را بررسی کنید تا دریابید چگونه ممکن است سطح توان جسمی و ذهنی شما را در خود حل کند. وقتی که همزمان در حال کار با سند چاپی و رایانه هستید از یک نگهدارنده سند استفاده کنید. از خم کردن مچ دست به هنگام کار با رایانه و طبیعتاً ضایعات ناشی از آن خودداری نمایید. صفحه کلید را روی یک سطح که در زیر میز به صورت کشویی حرکت می‌کند قرار دهید. صندلی و پشتی آن باید راحت باشد و تحمل وزن و حرکات شما را داشته باشد. ترجیحاً از یک زیرپایی استفاده کنید. این مسائل بسیار ساده هستند، اما متعجب می‌شوید اگر ببینید و بشنوید چگونه افرادی که می‌توانند پروژه‌های ذهنی شگفت‌انگیز اجرا کنند از اصول ابتدایی راحتی و آرامش غافلند.
کنترل زمان تلفن
قبل از تماس تلفنی این سؤالات را از خودتان بپرسید:
ـ من به چه اطلاعاتی نیاز دارم؟
ـ آیا این تماس سریع‌ترین راه دسترسی به اطلاعات است؟
ـ آیا یک نامه الکترونیکی موثرتر نیست؟
ـ چگونه می‌توانم این گفت وگو را کوتاه نگه دارم و به محور بحث اشاره کنم بدون این که صحبت‌ها بدساخت و ابتدایی به نظر بیاید؟
برای این که یک تماس تلفنی مؤثر باشد یک فهرست اولویت بندی شده از مواردی که باید درباره آن بحث کنید تهیه نمایید. هر مطلبی را که فکر می‌کنید در طول مکالمه به آن مراجعه خواهید کرد در دسترس بگذارید. گفت وگو را با لحن ایجاز و اختصار شروع کنید. به عنوان مثال: «من نمی‌خواهم زیاد وقت شما را بگیرم» یا «من می‌دانم که هر دوی ما خیلی گرفتار هستیم».
وقتی که نمی‌دانید مستقیماً با شخص مورد نظر صحبت خواهید کرد یا نه، برای گذاشتن پیام برنامه‌ریزی کنید. قبل از گذاشتن پیام یک نفس عمیق بکشید، سپس به صورت فشرده صحبت کنید. اگر شخصی که به او زنگ می‌زنید شما را نمی‌شناسد، ابتدا اسمتان را بگویید و اگر نام ساده‌ای نیست آن را هجی کنید، البته به آهستگی، تا شخصی که به پیام گوش می‌دهد بتواند آن را بنویسد. نام محل کارتان را هم بگویید. سپس مهم‌ترین مسئله را به طور سریع توضیح دهید. شماره تماس را دو بار ابتدا و انتهای مکالمه بگویید و اگر پاسخ نیازمند یک گفتگو است یادآوری نمایید که چه موقع در دسترس هستید.
واگذاری بخشی از مسئولیت‌ها
بسیاری از افراد در صورت واگذاری کار به دیگران دچار آشفتگی می‌شوند. بدون محول نمودن بخشی از فعالیت‌ها به دیگران هرگز نمی‌توانید وقتتان را تحت فرمان داشته باشید. این رویه اجازه می‌دهد روز کاری را با تأکید بر اولویت‌ها سپری نمایید. بدون اعتماد به دیگران در انجام کارها در جزئیات کم اهمیت غرق می‌شوید و قادر نخواهید بود انرژی و توانتان را به سمت اهداف هدایت کنید. چند مسئله اساسی وجود دارد که افراد را از اجرای این روش دور نگه می‌دارد. درباره موردی که مانع کار شماست فکر کنید:
مسئله اول: «هیچ کس وظایف را آن طوری که من انجام می‌دهم، انجام نمی‌دهد.» ممکن است این مسئله حقیقت داشته باشد که برخی از وظایف پیچیده‌تر را شما انجام می‌دهید، اما احتمالاً این حقیقت ندارد که همه فعالیت‌های شما در بالاترین حد پیچیدگی است. اگر غرورتان اجازه نمی‌دهد بپذیرید فرد دیگری می‌تواند امور محوله را بهتر انجام دهد، در نظر داشته باشید که ممکن است آن شخص وظایف را به قدر کافی رضایتبخش انجام دهد.
مسئله دوم: «هیچ کس مانند خود من این وظایف خاص را سریع انجام نمی‌دهد.» ممکن است این نکته هم حقیقت داشته باشد. اما اگر شخص دیگری می‌تواند وظایف را با توجه به فرجه زمانی تعیین شده به قدر کافی سریع انجام دهد و در روال جاری نگه دارد، پس می‌توانید بخشی از مسئولیت‌ها را به او بسپارید.

مسئله سوم: «اگر بنا باشد من مسئله‌ای را چند بار توضیح دهم، خودم آن را انجام می‌دهم حتی با سرعت بیشتر و بهتر». ممکن است اولین بار که می‌خواهید کاری را به شخص دیگری واگذار کنید، مجبور شوید آن را توضیح دهید. هم چنین امکان دارد مجبور شوید این کار را برای بار دوم، سوم و چهارم نیز تکرار نمایید. این رویه موقتی است و همکاران به تدریج کار را یاد می‌گیرند؛ تا حدی که نیاز به توضیح بیشتری نیست و شما هم در نهایت وقت خود را ذخیره می‌کنید.

ادامه دارد .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 22:25  توسط رامین محرم زاده   | 

مدیریت زمان

این مقاله فنون مدیریت زمان را مورد بررسی قرار می‌دهد. تعیین اهداف کاری و شخصی، تحلیل عوامل اتلاف وقت، کاهش وقفه‌ها و ایجاد تمرکز، کار با برگه‌ها و اسناد، بایگانی مدارک، محیط کار مناسب، کنترل زمان تلفن و واگذاری یا تفویض بخشی از مسئولیت‌ها و اختیارات رئوس مطالب این مقاله را تشکیل می‌دهند.
● مقدمه
وقتی حمایت از کارکنان کاهش می‌یابد فشار کار هجوم می‌آورد و آنها مجبور می‌شوند سخت‌تر، طولانی‌تر و سریع‌تر کار کنند. مدیریت زمان و رویه واگذاری بخشی از وظایف کاری به همکاران، دیگر یک موضوع تجملی نیست. این مهارت‌های اساسی ابقاء شده‌اند. افزایش معلومات و تجربیات و استفاده از روش‌های مدیریت زمان باعث افزایش کارآیی و پیشرفت سریع و مستمر در محل کار می‌شود.
● تعیین اهداف
قبل از این که بخواهید جزئیات مدیریت زمان را مشخص نمایید، می‌بایست به یک چشم‌انداز گسترده نگاه کنید. پایه و اساس کار داشتن یک شناخت صحیح از اهداف و اولویت‌هاست. سپس به جای آشفتگی و تغییر مسیرهایی که باعث می‌گردد از موضوع اصلی منحرف و در نتیجه ناامید شوید می‌توانید فعالیت‌های روزانه را برای پیشبرد اهداف تنظیم کنید. وقتی اهداف را مشخص می‌کنید ویژگی‌های زیر را در نظر داشته باشید:
اهداف باید مشخص، قابل اندازه گیری، دستیابی و زمان‌بندی باشند.
اهدافی را مد نظر قرار دهید که شما را در حد اعلای انگیزه‌دهی قرار می‌دهد و امکان بروز قابلیت‌هایتان را فراهم می‌سازد.
ضروری است که از ابتدا با حس دستیابی به موفقیت شروع به فعالیت کنید و این امر تنها با تعیین اهداف در حیطه منابع، بودجه، چارچوب زمانی و محدودیت‌های سازمانی امکان پذیر است. هنگامی که اهداف کاری را مشخص کردید آنها را در مقوله‌های ذیل سازماندهی کنید:
▪ اهداف بلند مدت (شش ماه تا یک سال)
▪ اهداف میان مدت (یک تا شش ماه)
▪ اهداف کوتاه مدت (روزانه، هفتگی، ماهانه)
سه هدف اصلی را در هر مقوله به ترتیب اهمیت بنویسید. برگه اهداف را در دسترس بگذارید و در آغاز و پایان هر روز کاری به آن مراجعه کنید. آیا وظایفی که به آنها معطوف شده‌اید در راستای اهداف توضیح داده شده است؟ آیا کمک می‌کنند که به اولویت‌هایتان برسید و آنها را کامل کنید؟ همیشه کارهای اداری اضافی و غیرقابل پیش بینی که به طور خودکار سر می‌رسند وجود دارند. اما قسمت عمده روز کاری (در حدود ۸۰ درصد) باید به فعالیت‌هایی که مربوط به اهداف است، اختصاص پیدا کند.
اگر می‌بینید بخش عمده‌ای از وقتتان صرف کارهایی می‌شود که در رسیدن به اولویت‌ها کمک نمی‌کند یک ارزیابی مجدد و جدی ضروری است. به عقب برگردید و عواملی را که باعث اتلاف وقت می‌شود شناسایی کنید. راه‌هایی را جستجو نمایید که این مزاحمت‌ها را از بین می‌برد و تلاش نمایید تا کارها را به صورت مناسب بین نیروهای کاری تقسیم کنید.
● تحلیل عوامل اتلاف وقت
اغلب اوقات اتلاف کننده‌های وقت، روز ما را به هم می‌ریزند و مانع از این می‌شوند که ما روی اهدافمان تمرکز کنیم. در حالی که با ناامیدی احساس می‌نمایید در زمان گیر افتاده‌اید با یک یا چند تغییر ساده می‌توانید عوامل اتلاف وقت را از بین ببرید. برای مدتی درنگ نموده و آنچه را که مهم‌ترین استفاده از وقت‌تان به حساب می‌آید، بررسی کنید. سپس عامل ویژه‌ای را که ممکن است در این استفاده ترجیحی از وقت دخالت کند، مشخص سازید.
▪ مهمترین عوامل اتلاف وقت
۱) جلسات غیر ضروری
۲) میز یا محدوده کار نابسامان
۳) تلفن‌های غیرضروری
۴) صرف وقت زیاد برای پاسخگویی به نامه‌ها
۵) دسته بندی اوراق بیش از یک بار در روز و صرف زمان طولانی برای سازماندهی آنها
۶) مشکل داشتن با تکنولوژی(اختلال در کار کامپیوترها)
۷) صرف وقت زیاد در ترسیم برنامه‌های کاری برای دیگران
۸) اختصاص زمان طولانی به برنامه ریزی
۹) اختصاص زمان طولانی به تحلیل اشتباهات
۱۰) اختصاص زمان طولانی به پروژه مستندسازی
۱۱) تلاش بیهوده برای جلب توجه دیگران به کارهای انجام شده
۱۲) انجام کارهایی که می‌توان به دیگران محول نمود.
۱۳) انجام کار بدون بازده در اوج خستگی
۱۴) تغییر برنامه زمان بندی سفرها
۱۵) تغییر اولویت‌ها به خاطر تغییر مدیریت‌ها
لیست عوامل اتلاف وقت را بررسی و مواردی را که با آن مواجه هستید، علامت بزنید. سپس مهم ترین آنها را از ۱ تا ۵ شماره گذاری کنید. شماره ۵ نامناسب ترین وضعیت است.
شاید انرژی و حواس شما صرف جلسات غیرضروری و کارهای اداری بی‌پایان می‌شود. جلساتی را که باید در آن شرکت کنید، بررسی نمایید. بدون این فرض خودکار که حضورتان در جلسات مورد نیاز است، از مسئولان درباره نقشتان در جلسات سئوال کنید. خواهید دید که اغلب اوقات حضورتان ضروری نیست. هم چنین بپرسید آیا امکانش هست جلسات را بعدازظهرها برگزار کنند تا صبح‌ها را برای کاری که فکر خلاق می‌خواهد، کنار بگذارید. به عنوان یک شرکت کننده فعال در جلسات دستور و اهداف جلسه را خواستار شوید.
ممکن است بخش عمده‌ای از وقت تان صرف خواندن و پاسخ دادن به نامه ها (به خصوص نامه‌های الکترونیکی) شود. از همکارانتان درخواست کنید که رونوشت همه نامه‌ها را برایتان ارسال نکنند، مگر آن که اطلاعات آنها مستقیماً مربوط به شما باشد. هم چنین به آنها بگویید به نامه‌ای پاسخ نمی‌دهید مگر این که واقعاً نیاز به پاسخ داشته باشد. پیشنهاد کنید فرستنده‌های نامه‌ها بیشتر از جزئیات، روی محتوا و چارچوب زمانی برای پاسخگویی تمرکز نمایند و مهم‌تر از همه این که قاعده‌ای برای بررسی نامه‌ها بگذارید. به عنوان مثال بیشتر از یک بار در روز سراغ نامه‌ها نروید. البته در برخی مواقع این امر امکان پذیر نیست. اما این اصل را تعیین کنید تا مطمئن شوید که فرایند افکارتان دائماً با مانع مواجه نمی‌شود. گاهی اوقات ساده‌ترین تغییرات یک اثر عمیق دارد.

ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت 17:10  توسط رامین محرم زاده   | 

۱۰ گام برای جذب اطرافیان

۱۰ گام برای جذب اطرافیان

۱) حقیقت را بگویید: منظور این نیست که فقط دروغ نگویید. گفتن حقیقت حد مشخصی دارد که با در نظر گرفتن آن هم خودتان احساس آزادی و راحتی خواهید کرد و هم دیگران به سمت شما جلب می‌شوند. باید بکوشید حقیقت را از موضع عشق بگویید، نه از موضع قدرت یا ترس.
۲) خودتان باشید: خودتان را به همان صورت که هستید قبول کنید؛ اگر ما این چیزی هستیم که اکنون هستیم، فقط به خاطر انتخاب‌هایی بوده که در زندگی‌مان کرده‌ایم. قبول کردن این مساله به ما قدرت می‌دهد تا بتوانیم باز انتخاب کنیم.
۳) در زمان حال زندگی کنید: اگر در زمان حال زندگی کنید، می‌توانید با جریان روز همراه باشید. مراقب آنچه در اطرافتان می‌گذرد، باشید. در زمان حال است که می‌توانید کسی یا چیزی را به خود جذب کنید، نه در گذشته یا آینده.
۴) انرژی کم نیاورید: اگر امکانات برایتان فراهم باشد همه کار می‌توانید انجام دهید؛ اما باید اول با گسترده کردن مرزهای خود، بالا بردن استانداردها و حل مسائل و مشکلات مربوط به گذشته موانع را از سر راهتان بردارید. تا آماده نباشید، قدرت جذب کردن سراغتان نمی‌آید، پس خود را آماده کنید.
۵) بر پیروزی فائق شوید: اکثر ما عقیده داریم که اگر پیروز شویم، دنیا به ما باخته است و اگر دنیا پیروز شود ما باخته‌ایم. این درست نیست. بکوشید از زاویه‌ای به مسائل نگاه کنید که همه امکان پیروزی و موفق شدن را داشته باشند.
۶) بخشیدن، گرفتن است: کاملا صحیح است، لذت در بخشیدن است! همه ما چیزی برای بخشیدن و اهدا کردن داریم. پس شما هم ببخشید. اما اگر فکر می‌کنید چیز زیادی برای عرضه به دیگران ندارید، سعی کنید مهارت‌های جدید یاد بگیرید.
۷) خودخواه باشید: بسیار مراقب خود باشید بکوشید تا نیازهایتان را برآورده کنید. معمولا وقتی به چیزی نیاز دارید، تمام سعی خود را برای به دست آوردن آن انجام دهید. تا می‌توانید پول، عشق، شانس، دوست و ... برای خود ذخیره کنید.
۸) هوشیاری خود را با بالا ببرید: جذابیت پدیده‌ای بسیار دقیق و ظریف است. تا زمانی که نتوانسته‌اید هوشیاریتان را درباره خود، اطرافیانتان و طرز فکرتان بالا ببرید، قادر نخواهید بود آن را به دست آورید.
۹) مسوولیت‌پذیر باشید: ما آن چیزی را به سمت خود جذب می‌کنیم که آمادگی آن را داشته باشیم. با تلاش و کوشش، خود را برای بهترین‌ها آماده کنید.
۱۰) از انجام دادن به بودن تغییر کنید: با دقت به آنچه انجامش می‌دهید، ببینید به چه کسی تبدیل می‌شوید. از چه جهت این کار را انجام می‌دهید، عشق یا ترس؟ چطور می‌توانید این را بفهمید؟ از نتیجه کار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 23:49  توسط رامین محرم زاده   | 

اعتماد سازی

بسیاری از كارشناسان براین باورند كه اعتماد یكی از مهمترین عوامل در ایجاد محیط كاری یكپارچه، هم افزا و اثربخش به شمار می آید. سازمانهایی كه میان كاركنان آنان اعتماد وجود دارد معمولا سازمانهایی موفق هستند در غیر این صورت غالبا موفق نخواهندبود. لذا مدیریت اكثر مواقع این سوال را مطرح می كنند «چطور می توان در محیط كار اعتماد به وجود آورد و چگونه می شود از بی اعتمادی جلوگیری كرد». اعتمادسازی همیشه از رده عالی سازمان شروع می شود. صداقت و اعتمادسازی درونی به شرطی به وجود می آید كه مدیران عالی سازمان سرمشق و الگو دیگران باشند و با ایجاد مصادیق، آن الگوها را در واحدها و ادارات عملی سازند. پنج روش برای اعتمادسازی در گروهها و همچنین پنج رویه فوری برای بی اعتمادی به رهبران سازمان پیشنهاد می شود.

 اما ابتدا می پردازیم به اینكه چطور اعتمادسازی كنیم.
۱ – صداقت را پایه گذاری و حفظ كنید: صداقت سنگ زیربنای اعتماد در سازمان است. صداقت باید از رده عالی سازمان شروع شده و تا رده های پایین سازمان ادامه یابد. این یعنی اینكه در بین سایر موارد، همیشه باید حقیقت را بگویید و به قولتان پایبند باشید. مهم نیست این كار چقدر دشوار است. بلكه اگر افراد صداقت داشته باشند اعتقاد به سازمان به وجود می آید.
۲ – دیدگاه و ارزشها را تبادل كنید: ارتباط مهم است چون شاهرگ كسب اطلاعات و دسترسی به حقایق است. تبادل دیدگاه سازمانی مدیریت را قادر می سازد تا بگوید به كجا می رویم و با ربط دادن به ارزشها، بتوان روشهای رسیدن به آن پایه گذاری كرد.
۳ – همه كاركنان را به یك چشم ببینید: وقتی كلیه كاركنان اعم از كاركنان جدیدالاستخدام، موقت، پاره وقت و یا كاركنانی كه دارای حقوق پایینی هستند احساس كنند به عنوان عضوی از گروههای كاری برای سازمان اهمیت دارند آنگاه اعتماد به وجود می آید. اعتمادسازی با گوشه گیری مدیریت و دوری از كاركنان به دست نمی آید، بلكه ازطریق تماس و ملاقات مدیریت با كاركنان شكل می گیرد. به دنبال آن مدیریت باید از نظرات و دیدگاههای كاركنان آگاهی یابد (برای آنها اهمیت و اعتبار قائل شود). مدیر باید نام كاركنان و اعضای خانواده آنها را بداند و با همه كاركنان رفتاری محترمانه داشته باشد.
۴ – به جای اهداف فردی، بر اهداف مشترك متمركز باشد: وقتی كاركنان احساس كنند از طریق فعالیت گروهی و با همكاری یكدیگر به جای مجموعه ای از اهداف فردی به دیدگاه مشترك می رسند اعتماد به وجود می آید. این امر لازمه كارگروهی است. گروه وقتی می تواند به كار ادامه دهد كه اعضایش به یكدیگر اعتماد داشته باشند.
۵ – اگر كاری درست است آن را انجام بدهید و به خطرات فردی توجه نكنید: همه ما به نوعی ازطریق حس ششم می‌دانیم در هر شرایطی تقریبا چه چیزی درست است. اگر از این حس پیروی كنیم و هر نوع پیامدهای فردی را نادیده بگیریم همیشه مورداحترام اطرافیان قرار می گیریم. از این احترام می توان اعتماد به دست آورد.
موارد پیش گفته جنبه مثبت اعتمادسازی بود. اما راجع به جنبه منفی بی اعتمادی چه می توان گفت؟ لذا در ذیل پنج روش سریع در ایجاد بی اعتمادی در همكاران شرح داده می شود:
۱ – حرف و عمل شما یكی نباشد:
هیچ چیزی مانند دمدمی مزاجی و تناقض میان حرف و عمل افراد را سردرگم نمی كند. اگر سردرگمی ناشی از تناقض مستمر باشد یقین بدانید اعتماد قربانی می شود.
۲ – به دنبال منافع فردی باشید نه منافع مشترك: دریك محیط كارگروهی اگر فردی فقط به دنبال منافع فردی باشد بیدرنگ احترام و اعتمادش نزد دیگران از بین می رود.
۳ – خودداری از تبادل اطلاعات (حبس اطلاعات): وقتی مجاری ارتباط مسدود باشد، بروز شایعات در رده های بالا و پایین سازمان شروع می شود. لذا اطلاعات غلط جای اطلاعات درست را می گیرد. انكار و تكذیب مطالب رواج می یابد. اطلاعات درست با تأخیر زیاد و گاهی هرگز دراختیار كاركنان قرار نمی گیرد. لذا اعتماد ازبین می رود.
۴ – دروغ یا نصف حقیقت را بگویید: عدم صداقت سریعترین راه نابودی كل اعتماد است. افراد ممكن است دروغی را یك بار یا حتی دوبار باور كنند اما این ضرب المثل قدیمی می گوید: «بالاخره دروغگو دستش رو می شود».
۵ – ذهن بسته داشته باشید: نسبت به عقاید و نظرات دیگران بی اعتنا باشید و فضایی به وجود آورید كه این گونه باشد «من می خواهم همه كارها طبق نظرم انجام شود یا همین كه هست». قطعا چنین فضایی موجب قطع ارتباطات و درنهایت بی اعتمادی می شود.
●● نتیجه گیری
وقتی نگاهی به سازمانهای كاملا موفق در گذشته و حال می اندازیم می بینیم رهبران آن سازمانها به اصول پنجگانه اعتمادسازی توجه داشته و به آن عمل كرده اند.
نگاهی به سرداران مشهور نظامی در طول تاریخ و همچنین رهبران سیاسی واقعا محبوب و رهبران بزرگ و شایسته در حوزه صنعت می بینیم همه این رهبران بزرگ میان رؤسا، همكاران و مرئوسان خود اعتماد به وجود آورده اند و با اعتمادسازی برای خود، هم پیمانان و شركتهایشان موفقیت و افتخار كسب كرده اند.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 23:47  توسط رامین محرم زاده   | 

هفت راه جلوگیری از اظطراب

اگر شما از اختلالات اضطراب رنج میبرید ارجاع به یک متخصص سلامت روان به شما کمک میکند اما قبل از ان میتوانید راههای زیر را برای کنترل و جلوگیری از بروز اضطراب امتحان کنید

این راهها میتواند کمک شایانی به کاهش علائم اضطراب کند.

• مراقبت از بدن خود را با خوردن یک رژیم غذایی متعادل که شامل انواع ویتامین ها باشد.

• از الکل دوری کنید ، مصرف قند و کافئین خود را کاهش دهید و یا در صورت امکان قطع کنید.

• برای خودتان وقت بگذارید حداقل 20 دقیقه در روز را به استراحت و یا انجام کاری لذت بخش برای خودتان بگذارید .

• فعالیت های گیج کننده روزمره خود را اصلاح کنید با برنامه ریزی فعالیت های خود آرامش بیشتری خواهید داشت.

• کارهایی که کمتر مضطربتان میکند را پیگیری کنید.

• زمانیکه از اضطراب دچار سرگیجه شدید میتوانید با دمیدن در یک کیسه کاغذی و استنشاق ان حس خود را کنترل کنید.

• بعضی از پزشکان معتقدند با اجتناب از خوردن بعضی مواد غذایی نظیر گوشت قرمز شکلات چای قهوه نوشابه و شراب میتوانید اضطراب خود را کنترل کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 14:44  توسط رامین محرم زاده   | 

رابطه افسردگی و اضطراب با رفتارهای ناسالم

تیتر : رابطه افسردگی و اضطراب با رفتارهای ناسالم

خلاصه : نتایج تحقیق جدیدي نشان می دهد که افسردگی و اضطراب با چاقی و رفتارهای ناسالم مانند سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و بی تحرکی رابطه دارد

متن کل خبر : نتایج تحقیق جدیدي نشان می دهد که افسردگی و اضطراب با چاقی و رفتارهای ناسالم مانند سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و بی تحرکی رابطه دارد.

دکتر تارا وی استرین که این بررسی را هدایت کرده به خبرنگار سلامت رویترز گفت: «افسردگی و اضطراب بیماری های روانی جدی هستند و در صورت درمان نشدن ممکن است مزمن شوند. با توجه به این مسأله جدی گرفتن بیماری های افسردگی و اضطراب و درمان پزشکی مناسب در موقع لزوم مهم است.»

استرین و همکارانش از بخش سلامت بالغین و جامعه در مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری های آتلانتا، اطلاعات به دست آمده از 217379 آمریکایی را که در سیستم نظارت بر عوامل خطر ساز رفتاری در سال 2006 شرکت کرده بودند تجزیه و تحلیل کردند. این پروژه یک بررسی تلفنی بزرگ بود که شیوع رفتارهای کلیدی مربوط به سلامت را پایش می کرد.

محققان در مجله روان پزشکی تأكيد کردند که از میان افراد بررسی شده، 8.7 درصد گزارش کردند که هم اکنون افسردگی دارند، 15.7 درصد سابقه ابتلا به افسردگی و 11.3 درصد سابقه اضطراب در برخی مقاطع زندگی را داشتند.

نتایج نشان داد که احتمال چاقی در بالغینی که هم اکنون به افسردگی مبتلا هستند یا در گذشته سابقه افسردگی داشته اند 60 درصد بیشتر از هم سن و سالان غیر افسرده خود و احتمال سیگارکشیدن آنان نیز دو برابر دیگران است.

احتمال چاقی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب نیز 30 درصد بیشتر بوده و احتمال سیگارکشیدن آنان نیز دو برابر همتایان غیر افسرده خود است.

احتمال داشتن یک زندگی بی تحرک و زیاده روی یا افراط در نوشیدن الکل نیز در افراد افسرده و مضطرب بیشتر است.

استرین افزود: «یک ارتباط دوز-پاسخ میان شدت افسردگی و شیوع سیگارکشیدن، چاقی و بی تحرکی فیزیکی وجود دارد. میان سابقه افسردگی (فرد هرگز افسرده نبوده باشد، سابقه قبلی افسردگی داشته باشد یا هم اکنون به افسردگی مبتلا باشد) و شیوع سیگارکشیدن، چاقی، بی تحرکی فیزیکی، زیاده روی در نوشیدن الکل و الکلی بودن قهار نیز ارتباطی وجود دارد.»

 

اعضاء این گروه نتیجه گرفتند: «کشف ارتباط قابل توجه میان مشکلات روانی و رفتارهای ناسالم و چاقی نشان می دهد که متصدیان بخش سلامت باید موضوع سلامت جسمی و روحی را به عنوان ماهیتی مرکب مورد توجه قرار دهند و برنامه هایی را توسعه داده و ترویج کنند که به طور همزمان سلامت جسمی و روانی مردم را بهبود بخشند.»

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 22:45  توسط رامین محرم زاده   | 

راههای کاهش اضطراب

اضطراب یکی از شایع ترین حالات روحی است که تقریباً در همه انسانها در طول زندگی و به درجات مختلف بروز می کند. اضطراب امتحان نیز معمولاً با نزدیک شدن امتحانات مشکل شایع افراد است. به طوری که هرکسی در طول زندگی خودحداقل یک بار این احساس را تجربه کرده است.

انسان دوست دارد هنگام ارزیابی و نقادی رفتارهایش به وسیله دیگران حداکثر امتیاز ممکن را کسب کند. به همین خاطر هر زمان که در موقعیت امتحان یا آزمونی قرار می گیرد دچار اضطراب می شود. هرچند بارها و بارها تمرین کرده باشد.

دانش آموزی که درسش را خوانده و یا فردی که برای استخدام باید در مصاحبه شرکت کند اگرچه می داند از او سؤالات معمولی پرسیده خواهد شد، اما با نزدیک شدن زمان خاص آزمون مضطرب تر می شود، چون که برای اکثر مردم کلمه امتحان یادآور جلسات خشکی است که امتحان دهندگان باید با سکوت کامل در آن حضور پیدا کرده و گاهی اخطارهای پیاپی همراه با قوانین خشک، رسمی و انعطاف ناپذیر که بر مبنای بی اعتمادی به دانش آموز است بر شدت ترس و نگرانی دانش آموزان می افزاید. البته مقدار اندکی اضطراب در فرد هم طبیعی و هم لازم است، چون موجب ایجاد تحرک و رقابت در او می شود، ولی اگر از حد بگذرد برایش مشکل ساز شده به طوری که با داشتن اطلاعات و مهارت قادر نخواهد بود امتیاز لازم را کسب نماید.

اضطراب امتحان نوعی خودمشغولی ذهنی است که با خود پنداره ضعیف و تردید فرد درباره توانایی های خود مشخص می شود و غالباً با شناخت منفی، تمرکز نداشتن حواس و واکنش های جسمانی نامطلوب و افت تحصیلی همراه است البته چند راه برای کم کردن اضطراب در بچه ها وجود دارد:

۱) یادآوری اینکه همواره به خدا توکل و هر کاری را با نام او شروع کند، زیرا یاد خدا آرامش دهنده دل های بی قرار است.

۲) بر توانایی های فرزندمان تأکید کنیم تا اعتماد به نفس او تقویت شود.

۳) عملکرد فرزند را با خودش مقایسه کرده در صورت پیشرفت او را تشویق کنیم و در غیر این صورت درصدد علت یابی و رفع آن باشیم.

۴) امتحان جزئی از فرآیند آموزش است آن را طبیعی و معمولی جلوه دهیم.

۵) شرایط فیزیکی و عاطفی مناسب در خانواده را در ایام امتحانات مهیا کنیم.

۶) از ابتدای سال تحصیلی فرزندمان را با نحوه برنامه ریزی صحیح و روش مناسب مطالعه و مرور درس آشنا سازیم تا در زمان امتحان از انباشته شدن مطالب درسی بکاهیم.

۷) آخرین وضعیت درسی او را از معلم یا معلم هایش جویا شویم تا بتوانیم بهتر به او کمک کنیم.

۸) در ایام امتحان از شرکت در جشن ها و میهمانی ها یا برگزاری آنها حتی الامکان خودداری کنیم.

۹) برای ایجاد تنوع و رفع خستگی فرزندانمان در ایام امتحان زمانی را برای تفریح و یا بازی و تماشای تلویزیون در نظر بگیریم.

۱۰) ساعت خواب فرزندان طوری تنظیم شود که خواب مورد نیاز تأمین شود. شب ها زودتر بخوابند تا صبح زود بیدار شوند. مطالعه تا نیمه های شب علاوه بر خستگی یادگیری را کاهش می دهد.

۱۱) به فرزندان آموزش دهیم که دعا باعث آرامش و رسیدن به موفقیت می شود اما شرط استجابت آن تلاش و کوشش خود ماست.

۱۲) برنامه امتحانی را در محلی نصب کنیم و به آنها بگوییم روی هر امتحانی که می دهند یک خط بکشند چون این کار باعث ایجاد آرامش و احساس نزدیکی به پایان امتحان را دارد.

۱۳) بهتر است معلمان محیط مساعد و آرامی را برای دانش آموزان در جلسه امتحان فراهم نمایند.

۱۴) توجه داشته باشیم با تمام تلاش و کوشش ها اگر فرزندمان نمره بدی در امتحانات قبلی گرفته این موضوع به معنی بد بودن آنها نیست بلکه بدان معناست که فعالیت او در درس کم بوده و یا مفاهیم اساسی آن درس را نمی داند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 21:58  توسط رامین محرم زاده   | 

علت خواب رفتگي دست و پا

بیشتر موارد حس سوزش و سوزن سوزن شدن در هنگامی که اندام ها بی حس شده است، علامتی بی خطر است و نشان دهنده این حالت است که عصبی در این ناحیه تحت فشار است ودر صورت تغییر وضعیت طی چند دقیقه عصب به حالت طبیعی برمی گردد.

از دیگر دلایل بی حسی اندام ها افزایش تهویه تنفسی است که در شرایط اضطراب آور ایجاد شده ولی در مواردی که بی حسی ناگهانی و غیر قابل توجیه روی می دهد ممکن است، علامتی از یک بیماری جدی باشد که می بایست تحت بررسی های دقیق قرار گیرد.

از علل جدی بی حسی می توان به نقص جریان خون ، روماتیسم مفصلی ، اسکلروز مولتیپل ، دیابت و سندرم تونل کارپ (فشرده شدن اعصاب در مچ دست که موجب بی حسی درانگشتان و دست می شود) اشاره کرد .

بی حسی می تواند یافته ای هشدار دهنده باشد از یک سکته مغزی قریب الوقوع یا حملات گذرای ایسکمیک که یک سکته مغزی کوچک است و به طور گذرا و موقتی علایمی نظیر فلج و تاری دید را ایجاد می کند. این حملات گذرا بدون درمان مناسب به سکته کامل منجر شده وممکن است عوارض جسمی و ذهنی دائمی ایجاد می کند .

تسکین علائم:

- آنچه مهم است این است که علایم را کم اهمیت در نظر نگیریم حتی اگر برای چند ثانیه طول بکشد .

- در صورت ایجاد بی حسی به طور ناگهانی و یا ضعف در هر نقطه از بدن بدون وجود توضیح قانع کننده در اسرع وقت باید به اورژانس مراجعه کرد .

- ورزش مرتب نظیر راه رفتن و دویدن و شنا کردن جریان خون را افزایش می دهد و به کاهش وقوع بی حسی در وضعیت های بدنی مختلف کمک می کند و انتخاب نوع ورزش نیز مهم است مثلا ورزش هایی مثل دوچرخه سواری باعث بیحسی اندام ها شده و وضعیت را تشدید می کند.

- مصرف دخانیات باعث اختلال جریان خون می گردد و احتمال بروز بی حسی را افزایش می دهد.

اگر بیشتر در ناحیه باسن دچار بیحسی می شوید احتمال دارد مربوط به کیف جیبی و یا محتویات جیب عقب شما باشد و ایجاد مشکل می نماید وباعث ایجاد فشار برروی عصب سیاتیک که از میان عضلات باسن می گذرد، می نماید.

اگر برای مدت طولانی کارهای تکراری انجام می دهید مثل ماشین نویسی و خیاطی و ... ممکن است به سندرم تونل کارپ دچار شوید .لذا اگر هر 30 تا 60 دقیقه یکبار به خود استراحت دهید ودر این بین چرخش های ملایمی به مچ دست دهید می توانید از ایجاد این مشکل جلوگیری نمایید.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 23:33  توسط رامین محرم زاده   | 

استرس و عوامل آن

استرس (فشار رواني) چيست؟

استرس پاسخ دروني و دفاعي انسانها در قبال موقعيتي است كه كنترل آن را مشكل و سخت مي‏يابند. هر گاه تنشها و مشكلات در مقطعي از زندگي زيادشود، مجموعه‏اي از تغييرات بدني رفتاري و فكري در شخص ايجاد مي‏شود كه اصطلاحاً به آن حالت استرس يا فشار مي‏گويند.هنگامي كه تحت فشار استرس هستيد بدنتان خود را براي جنگ يا گريز آماده مي كند. تغييرات بدني كه در موجودات زنده به هنگام تحت فشار قرار گرفتن به وقوع مي‏پيوندد به مقابله مؤثر و كنترل مناسب عامل فشار كمك مي‏كنند.

پاسخهاي افراد به استرس

علايم جسمي: گشاد شدن مردمكهاي چشم، افزايش ضربان قلب، افزايش فشار خون، انقباض و سفت شدن ماهيچه ها، سرد شدن دست و پاها، افزايش تعريق، كاهش حس درد، مور مور شدن پوست، ترشح هورمون آدرنالين و... از علائم جسمانی استرس بشمار میروند.

علايم فكري، روانی و رفتاری: تحريك پذيري، بيقراري، پرخاشگري،  مشكل تصمیم گیری و تمركز حواس، مشكل خواب و دلهره ودلشوره از علایم رایج فکری، روانی و رفتاری استرس است.

 شناسايي عوامل استرس زا

به طور كلي فشار رواني داراي دو منبع اصلي است:

1)علل دروني كه به نوعي به خصوصيات شخصي انسانها مربوط مي‏شود و شامل ويژگي‏هاي شخصيتي، تجارب قبلي و شيوه‏هاي فكري افراد می گردد.

 2) علل بيروني كه به وجود حوادث ناراحت كننده در محيط زندگي شخص اشاره دارند. این عوامل عبارتنداز: تغييرمحل تحصيل، ورود به سطح تحصيلی بالاتر، تغيير دوستان، تغيير مکان سکونت و نقل مكان به شهرجديد، سر و صدا، ازدحام، ترافيك، فوت عزيزان، اختلافات والدين، امتحانات، بیماری عزیزان و .......

بعضی از استرس ها، تروماتیک و آسیب زا هستند استرس های آسیب زا شامل تغييرات عمده در زندگي، ورشکستگی، مسئوليت هاي بيش از حد، مرگ عزيزان، بيماري های لاعلاج، تنهايي و.... می گردد. 

 واكنش مناسب افراد در برابر عامل استرس زا

بطور کلی افراد در مواجهه با عوامل استرس زا، عمدتا یک و یا تمامی واکنشهای زیر را انجام خواهند داد:

•       پذيرفتن عامل استرس زا ( مثل مرگ و يا از دست دادن عزيز)

•       دوري از عامل استرس زا (دوری از دوست ناباب)

•       تغيير عامل استرس زا (تغییر روش زندگی، تغییر مسیر رفت و آمد)

•       سازگار ی با عامل استرس زا (سازگاری با وضعیت فعلی و تلاش برای آینده بهتر)

 براي مقابله موثر با یک عامل استرس زا، می بایست واكنش مناسب را انتخاب نمود، آنرا يادداشت کرد، به مورد اجرا و عمل درآورد و نهایتا آنرا تکرار و تمرین نمود.

 شیوه های پيشگيري از استرس

1)  تنظيم وقت: برنامه ریزی در کارها و کار امروز را به فردا نینداختن

2)  جلوگيري از استرس با انجام پیاده روي، دويدن، دوچرخه سواري و شنا

3) استفاده از روش هاي آرميدگي و تنفس عمیق

4) داشتن هدف در زندگی، این اهداف باید مشخص، قابل اندازه گيري و تکرار، دست يافتني و قابل پیگیری در زمان معین باشند.

 توصیه هایی  برای مقابله سازگارانه با استرس

رعایت نکات زیر می تواند از میزان استرس وارد بر فرد بکاهد:

-     تنظیم محیط فیزیکی از نظر نور، رنگ و سرو صدا

-     خود را تشویق کردن و به خود جایزه دادن

-     تنظیم مقررات و قوانین برای انجام کارها

-     به زندگی معنوی خود غنابخشیدن و داشتن دفترچه یادداشت روزانه

-     پرهیز از کمال گرایی و دوری از عجله در کارها

-     آمادگی قبلی برای تغییرات

-     به تعطیلات رفتن و داشتن یک سرگرمی در زندگی. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 16:53  توسط رامین محرم زاده   | 

سرگیجه

سرگیجه

سرگيجه واژه‌اي است كه براي شرح طيف وسيعي از علايم به كار مي‌رود كه اين علايم شامل احساس منگي، بيهوشي، گيجي و تاب خوردن مي‌شوند.

سرگيجه واژه خيلي صريحي نيست. وقتي فردي از سرگيجه شكايت مي‌كند، درمانگر بايد بداند كه دقيقا منظور وي چيست. بسياري افراد از اين واژه براي توضيح احساسي كه دقيقا بعد از ضعف كردن بروز كند، استفاده مي‌كنند.

برخي ديگر زماني از اين واژه استفاده مي‌كنند كه احساس كنند خود آنها يا اتاق در حال تاب خوردن است. دلايل به مرز اين حالت از خفيف تا فاكتورهاي بسيار جدي‌تر طبقه‌بندي مي‌شوند.

سوالاتي كه درمانگر در اين زمينه از بيمار مي‌پرسد او را به تشخيص دليل بروز سرگيجه كمك مي‌كند.

براي مثال سوالاتي از اين قبيل كه چه مدت سر گيجه داشته‌ايد؟ اين حالت چند وقت به چند وقت بروز مي‌كند؟ آيا با حالت منگي، تهوع، استفراغ، يا گيجي همراه است؟ آيا سرگيجه به فعاليتها يا موقعيتهاي خاص فيزيكي مربوط است؟ آيا فرد احساس مي‌كند كه خودش يا اتاق در حال تاب خوردن است؟ آيا فرد از داروي خاص يا حتي داروهاي غير قانوني مصرف مي‌كند؟ آيا فرد هيچ مشكل طبي ديگري نيز دارد؟ آيا در حركت و يا هماهنگ‌سازي با مشكل مواجه است؟ آيا در هنگام سرگيجه حالت اضطراب نيز وجود دارد؟

از اين‌رو بيمار بايد درباره‌ هر يك از اين علائم يا احتمال علائم ديگر با درمانگر مشورت كند چرا كه اين امر در تشخيص علت سرگيجه بسيار حائز اهميت است.

شايعترين شرايطي كه مي‌تواند موجب بروز حالت سرگيجه شوند، شامل؛ بالا رفتن سن، كه مي‌تواند احساس خفيف از سرگيجه در صورت وجود كم خوني بروز كند، كاهش گلبولهاي قرمز خون، گرماي زيادي بدن كه ممكن است منجر به غش كردن فرد شود، مشكلات قلبي كه در اين حالت قلب ضعيف شده و نمي‌تواند خون كافي به مغز پمپاژ كند مانند غلظت و کثیفی خون، مصرف مواد مخدر و الكلي، ترس، اضطراب يا فشارهاي احساسي، مشكلات گوش داخلي، كاهش فشار خون، كاهش قند خون، كاهش اكسيژن و كاهش جريان خون به مغز به ويژه در بيماراني با سابقه سكته، مصرف داروهاي مخصوص درمان فشار خون بالا يا بيماريهاي كرونري - عروقي ، عفونت‌ها و اختلالات سيستم اعصاب، پاركيسنون، ام اس يا تومورهاي مغزي، حالت خاص رواني مانند افسردگي و اضطراب هستند. در برخي موارد هم ممكن است هيچ علتي نداشته باشد.

پيشگيري از بروز سرگيجه مربوط به علت بروز آن مي‌شود. براي مثال اگر اين حالت در اثر مصرف داروي خاصي صورت مي‌گيرد حتما بايد از آن پرهيز كرد. در مورد پايين بودن قند خون افزودن اين ماده به وعده‌هاي غذايي اغلب مشكل را برطرف مي‌كند. با اين حال بسياري از دلايل قابل پيشگيري نيستند.

در صورت طولاني شدن علائم اين اختلال ممكن است افراد مبتلا به خود و يا ديگران به دليل عدم مراقبت و دقت آسيب برسانند. اما از سويي اكثر اثرات سوء بلند مدت سرگيجه بستگي به عامل مولد آن دارد كه به طور مثال سرگيجه مربوط به يك تومور مغزي ممكن است منجر به فوت بيمار شود.

سرگيجه مسري نيست و معمولا اطرافيان بيمار را خطري تهديد نمي‌كند، اما بي دقت بودن آنها ممكن است به ديگران آسيب برساند براي مثال اگر فردي كه دچار اين حالت شده رانندگي كند خطر تصادف بسيار افزايش مي‌يابد.

درمان اين اختلال ارتباط مستقيم با تشخيص عامل مولد آن دارد. گاهي اوقات مصرف دارو اين اختلال را كاهش مي‌دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 23:16  توسط رامین محرم زاده   |